خانه / عکس / نوروز96 / خادم مخلص خجالتی

خادم مخلص خجالتی

از مسجد جامع و بچه های سنگر تعاون چند عکس گرفتم، داشتم از مسجد جامع بیرون می اومدم ..
پسر محجوب و سر به زیر که تازه پشت لبش کمی سبز شده ، داشت کنار مسجد جامع گونی های سقف کانال بیمارستان صحرایی را درست می کرد.. توجهم را جلب کرد و چند قدم رفتم نزدیکش شدم و به کارش نگاه کردم.
سرش رو کمی بالا آورد و چهره مهربون ساده اش را دیدم که احساس رضایت و خوشحالی از خادم بودن در شلمچه و کار کردن رو میشد در چهره اش دید..
باز سرش را پایین آورد و کارش را انجام داد..
این چهره و این رفتار نشون میداد که این پسر محجوب و مذهبی و هیئتی از وضعیت جامعه رضایت ندارد و از آن خجالت می کشد و برای فرار از شهر و برای کسب آرامش و عشق بازی با شهدا به اینجا آمده است…
این چهره معلوم بود که ایمان محکم و قاطعی در درون خود دارد و دنبال شهادت است..
نزدیک رفتم و سعی کردم سر صحبت با او را باز کنم..
– اسمت چیه ؟
ساکت ماند و لبخندی زد.
– کلاس چندمی ؟ ، از کجا میای؟
لبخند ادامه دارد…
– خلاصه با لبخندش مرا تحقیر کرد و تلاش من برای حرف کشیدن نافرجام ماند..
خوش هم گفت : تلاش نکن.. فایده نداره.. و همزمان جهت نشستنش روی سقف تونل رو عوض کرد و ادامه کار گونی ها را انجام داد..
تمام تلاشم برای عکس گرفتن ازش این دو عکسی است که گذاشتم .
دوستانش میگن اسم محمده. محمد زیاری . کلاس سوم ریاضی. درسخون ، مومن و هیئتی ..
نتونستم باش حرف بزنم..

همچنین ببینید

تصاویر کودک و نوجوان30 اسفندماه

یک دیدگاه

  1. شهید خود را به وجه الله نشان میدهد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *